
وقتی پدرم کفشها را می کند
آهم از نهادم بر می خیزد.

چسبانده انم به قابی که بیقواره تنم
چسبیده ام به دقایق ونچسبید زندگی
چسبیده پرده ریا به حیا
تقیه کن ومی گساری در محرا ب
شراب به خم چسبیده هفت ساله شد
همچو تکه تکه های شعر چسبیده به ذهن یک شاعر
کش آمدم بر برون فکنی این دقایقم
چسبیده به حجمی هیچ در هیچ در هیچ
همچو صلیبی که کشیده شد بر مسیحی که مسیح نبود
همچو نطفه ای که از هیچ کشیده شد بر مسیح
وهیچی که در هیچ زمان، قاب بد قواره این من را پکاند
آزادی وپرواز.

RAY
فیلم RAY به جریان زندگی خواننده فقید و نابینا ی آمریکا ری چارلز می پردازد.خواننده وپیانیستی که با غلبه بر این نقیصه خدادی به بالاترین سطوح موسیقی رسید .
سبک موسیقی ری چارلزبه گستر د گی موسیقی در دهه های مختلف امریکا است ، GOSPEL، BLOUS، JAZZ، وحتی رگه هایی از موسیقی COUNTRYوPOP اما در دهه 60 نوعی از موسیقی ای را ارایه داد که تنها به نام چارلز شناخته شده است وآن SOUL است تلفیق از GOSPEL و JAZZ .
فیلم ، فیلم ساده ای است که ارزش آن در جذابیت ری چارلز است و همچنین بازی فوق تصور جیمی فاکس در نقش ا و ، فاکسی که در فیلم وثیقه تصویر خوبی بر ذهن بیننده گذاشت اینبار اما هیچ فاکسی در فیلم دیده نمی شود او آنقدر در نقش فرو رفته که گویی ری زنده شده است وروبرویت نشسته است ، هنرمندی فاکس زمانی دیده می شود که به زیبایی تیکهای حرکتی ری چارلز را در می آورد ، نوع قدم گذاشتن او با ری مو نمی زند و در آخر لب خوانی در هنگام اجرای آهنگها به گونه ای است که احساس می کنی تصاویر مستند است . می شود گفت که بار کل فیلم بر دوش جیمی فاکس است .
قصه اما نقصهای فراوانی دارد نپرداختن درست به جنبه های شخصیتی ری و همچنین کمرنگ بودن خا نواده او در فیلم و همینطور دوره زمانی ای از زندگی ری که در فیلم می بینیم نمی تواند به تمام زوایای موسیقیایی زندگی او بپردازد. فیلم می توانست بسیاری کوتاهتر از آنچیزی باشد که دیده می شود واین یکی از ضعف های فیلم است .
صحنه های خواندن ری در فیلم بسیار شو گونه است در حالی که بیننده به کنسرتها وشوهای او دسترسی دارد وبهتر این بود کارگردان بیشتر شخصی عمل کرده وصحنه هایی از آهنگ های ری را انتخاب می کرد که در جاهایی غیر رسمی دارد می خواند و اون حالت بومی بودن این نوع موسیقی ها را حفظ می کرد مثل فیلم ای برادر کجایی( که اگر ندیده اید ، کل عمرتان را ساعت 9 بزارید جلوی در) ، فیلم خیلی کم به آهنگهای GOSPEL ری چارلز
می پردازد.
شخصیت پردازی ها و انتخاب بازیگران از نقاط دلچسب فیلم محسوب می شود و مشخص کننده این است که علاوه بر شخصیت ری دیگر شخصیتها هم از اهمیت خاصی در ساخت داستانی فیلم بر خوردارند، مخصوصا شخصیت مادر چارلز که به خوبی نقش او در پیشرفت ری در فیلم دیده می شود ، از دیگر نکات خوب فیلم فلاش بکهایی است که به کودکی چارلز زده می شود ، نور پردازی و حس تعلیق فوق العاده ای که در این فلاش بک ها دیده می شود باعث بیرون آمدن داستان فیلم از یکنواختی خاص فیلمهای زندگی نامه ای می شود.
نور پردازی و صحنه پردازی به جا و متنوع فیلم از شاخص ترین نکات فیلم است برای توجه به این موضوع دقت کنید به صحنه پردازی ورنگبندی صحنه کنسرتها ، بارهای سیاه پوستان و صحنه های کودکی ری . البته باز هم بازی جیمی فاکس فراموش نشود.
فیلم RAY ارزش آرشیو کردن را دارد فقط به خاطر ری چارلز ، ری چارلز افسانه ای .

پیچش1) ازرا پاوند شاعر فاشیست ، مهندس زبا ن
ا زرا پا وند (Ezra pound) در30 اکتبر 1885 در هایلای
ا وهایو آ مریکا به دنیا آمد.
پاوند در سالهای جوانی در کالج همیلتون ودانشگاه پنسیلوا نیا
به تحصیل زبانهای دوره رمانس پرداخت .ا و به زبانهای فرانسه
، ایتالیایی، چینی ، ژاپنی ، مدیترانه ای وحتی برخی زبانهای
آ فریقایی تسلط داشت.
در سال 1908 پاوند به اروپا مهاجرت کرد اما هیچگاه ارتباطش
را با خرده فرهنگهای آمریکایی از دست نداد خرده فرهنگهایی
مثل سیاهان ، چینیها ، کارگران ، سرخپوستها وخلافکاران که همه
آن ها در شعرها یش متجلی است.
پاوند در همان اوایل قرن بیستم به جنبشی ضد صهیونیسم و مخالف
ربا خواری یهودیان در سیستم بانکی پیوست.
بعد از مهاجرت پاوند به اروپا خیلی زود ا و به یکی رهبران مکتب
ادبی تخیلimagism) ) تبدیل شد. مکتب تخیل قبل از جنگ جهانی
اول در اروپا ( به خصوص انگلیس) به وجود آمد. ترکیب صنایع
ادبی با زبان ، پرهیز از رمانتیسم واستعاره وبه کارگیری وزن آزاد
در شعر از مهمترین ویژگی های این سبک بود . از بزرگان این جنبش
می توان به نامهای تی اس الیوت ، مارین مور ، وا لس استیونس
( شاعر آمریکایی ) وخود ازرا پا وند اشاره نمود.
بعد از جنگ جهانی اول پاوند دو مجموعه شعر " sextus properties "
و" Hugh Selwyn Mauberley " ( خواننده سوپرانویی که کنار
پیانو میخواند ، گویی نقاشی ا ست از ایکینز یا ویستلر) منتشر کرد .
آ ثار اولیه او تحت تاثیر ویلیام موریس وروستیس بود.
ازرا در بحبوحه افسردگی شدیدی که بعد از جنگ جهانی اول دچارش
شد به ا قتصاد وتاریخ علاقه مند شد ومطالعات وسیعی را در این زمینه
انجام داد .
اما شاید عجیبترین اتفاق زندگی پاوند زمانی رخ داد که او با ا نتشار
بیانه ای در رادیو رم به تحسین فا شیسم وموسولینی ( دیکتاتور فا شیسم
ایتالیا) وبه انتقاد از سیاستهای آمریکا پرداخت این اتفا ق مهم در زندگی
ازرا باعث سختیها ورنج ها ی فراوانی شد که به شکل گیری آثار
مهمش انجامید .
دولت آ مریکا ا و را به جرم خیانت تحت تعقیب قرار داد و پاوند به
مدت یکسال در زندانی موقت خارج از شهر پیزا ودر مرکز
آ مو زشی تادیبی ارتش آمریکا ( DTC) و در قفسهایی مخوف
زندا نی شد این دوره برای پاوند همراه با شکستهای روحی
فراوانی بود . 
بعد از تجربه DTC ا و برای محاکمه به وا شنگتن
انتقال داده شد اما با جوابهای عجیب وغریب و گنگ به
بازجوها ( آگاهانه بودن ویا نبودن آنها تا حالا هم مشخص نشده )
و همچنین با کمک دوستان مشهورش به زندان( یا اعدام)
محکوم نشد و ا و را به دلیل اختلالات روانی به بیمارستان
روانی سنت الیزابت ا نتقا ل دادند ، سیزده سال از عمرش را در این
مرکز گذراند و مهمترین آثارش را نگارش کرد از جمله دوقطعه
از اشعار بلند ، Rock-drill و thrones
، آنتالوژی کلاسیک با تفسیر کنفسیوس وshih ching ( یکی از
کتابهای مقدس چینیها) . در این دوره بود که او به جایزه بولینگین
برای کتاب " کا نتوسهای پیزا " دست یافت.
پاوند ميگفت: آمريكا به يک رنسانس فرهنگي نياز دارد و رنسانس،
طوفاني نيست كه در كتري آب روي دهد. هنرمند مانند كارگر،
توليدكننده كالايي بنام ارزش فرهنگي است.
پاوند تحت تاثیر کنفسیوس ( پاوند مبلغ کنفسیوس در اروپا بود ) ،
دانته ، نو افلا طونی ها و مکتب رواقیون پوچگرای یونانی بود.
پاوند با كمک ديگران، در سال 1913 رابيندرايانت تاگور، شاعر
هندي را نامزد دريافت جايزه ادبي نوبل نمود .
اما مهمترین کتاب پاوند کانتوس نام دارد که شامل مجموعه گفتگوهایی
است با گذشته ، از رنسا نس ودوره کلاسیسم تا تامل های جغرافیایی د ر
فرهنگهای مدیترانه ای وچینی وحتی نگاهی از قا لب شعر به فرهنگ
آ مریکا . نوشتن این اثر چهل سال طول کشید ومنتقدان از این کتا ب
به عنوان (( خاطرات روشنفکرانه پاوند )) نام می برند.
کانتوس با ترجمه ای ا پیزودی از اودیسه شروع می شود ، جایی که
ا دیسوس با روح مرده ای سخن میگوید.آنان برای سخن گفتن باید
خون گوسفند بنوشند ، پاوند در اینجا استعاره ای زیبا به کار می گیرد
"ترجمه خون لازم برای سخن گفتن گذشتگان را فراهم می کند" و در
بخشهای دیگری از کتاب ادیسوس را با دا نته ادغام کرده و بهشتی
خردمندانه و احساسی فرا می خواند .
از مهمترین ویژگیهای نوشتا ری ا زرا پاوند مونتاژ وسلاخی واژه های
دیگرا ن است (کاری که جویس در آ ن استاد است).
تی اس ا لیوت ، جیمز جویس ، ارنست همینگوی ، رابرت فرا ست
وچندی دیگر از نویسندگان هم عصرش تاثیرا ت ژرفی را از او گرفته اند.
ازرا پاوند اول نوامبر 1972 در ونیزایتا لیا مرد.

بعضی ها اشعار ا و را نا مفهوم ، گنگ ، ویا اصلن شعر نمی دانند
وبر خی اورا از بزرگترین شاعران قرن و یکی از آوانگارد ترین
آنها میدانند ، منتقدینی هم هستند که ا و را تنها مترجمی کار
آز موده می پندارند .
هيو كنر او را «مركز نوگرايى» مىنامد.
ويليام كارلوس ويليامز، اديب آمريكايي مينويسد: آشنايي با پا وند
مانند ا ين ا ست كه انسان با دو دوره، قبل از ميلاد و بعد از ميلاد د ر
ادبيات غرب، آشنا شود.
روانشنا سان اورا خود بزگ بینی تشخیص دادند که دچار توهم شده .
و خودش می گوید : من فقط طنز نویسی کوچک هستم .
او با وجود زندگی طولانی در اروپا محصول خا لص
سرزمین پدری ا ش بود .آ مریکا.
پیچش2) چند شعر از ا ودر ادامه مطلب
((شوخی ))
سلا خی می گریست
گوسفندی گرگی را می درید.
حقیقت
انگشتش را از گلوی بشریت در نمی آورد
تا زندگی را بالا بیاوند.

0) چکیده ای ا ز داستان
نوارهای ویدیویی ا ز بیرون خانه ژرژ به دست آ نها می رسد
که نشان دهنده تحت نظارت بودن آنهاست .ژرژ سعی در یافتن
شخص ارسا ل کننده نوارها دارد که با دیدن فیلم جدیدی یاد شش
سا لگیش می ا فتد که پدر ومادرش سعی دارند پسری ا لجزایری
تبار به نام مجید را که با از د ست دادن پدر ومادرش در کشتار
ا لجزایری ها در فرانسه تنها مانده را به فرزندی قبول کنند اما ژرژ
با حقه ای که به کار می گیرد باعث میشود که آنها از این کار
سرباز بزنند و مجید را به یتیم خانه بسپرند . ژرژ که به مجید
مشکوک شده به سراغ او میرود ، مجید همه چیز را انکار می کند
.بعد از گم شدن پیرو، پسر ژرژ ا و از مجید شکایت می کند اما
مجید آزاد می شود وپی یرو نیز فردا به خانه بر می گردد.مجید
ژرژ را برای دادن توضیحاتی به خانه اش دعوت می کند اما در
مقابل چشمان ا و دست به خود کشی می زند.

1) فیلم پنهان اثر میشاییل هانکه ا ز آ ن فیلمهایی است که تا روزها
انسان روبه خودش مشغول می کنه وآ ن هم به دلیل در گیر شدن تماشاگر
است با عوامل بیرونی داستان مثل احساس گناه ، نژاد پرستی ، نقش
رسانه ها در شکل گیری ذهنیتها و شاید چندین موضوع دیگروجالب
اینجاست که تمام ا ینها دراین فیلم با پیرنگ نه چندان غیر ساختار
گرا ی داستان آ ن(چون برای گستردگی موضوع در یک فیلم اصولا
باید ساختار داستانی را کنار گذاشت مثل فیلمهای آبی یا جاده مالهالند)
به وقوع می پیوندد یعنی ما با داستا ن سر را ستی روبرو هستیم که در
پایان فیلم بدون هیچ پاسخی به بیننده وحتی بدون هیچ انگاره ای برای
او فیلم تمام میشود اما لایه های دیگر غیر داستانی فیلم بیننده را تا
روزها درگیر خواهد کرد.
2) پنهان در مرز بین حماقت وشاهکار قدم بر میدارد وخوشبختانه
تبدیل به یک شاهکار میشود ، یکی از دلایل شاهکار بودن فیلم پایان
فیلم هست داستان به هیچ سرانجام خاصی نمی رسد ومشخص نمیشود
چه کسی ویدیوها را می فرستاده (چه بسا این ویدیوها تصویرها یی
ضبط شده توسط وجدان ما نباشد؟) ، در غیر ا ینصورت فیلم تبدیل
به یک درام – جنایی دست چندم می شد .
3) عامل سکوت در فیلم پنهان یکی از تاثیر گذارترین عوامل در
روند همراهی تماشاگر ا ست سکوتی که در ابتدا وانتهای فیلم
ودر نمای طولانی ای ا ز خانه ژرژومدرسه پیر می بینیم ، پس
ا ز صحنه خودکشی عجیب مجید باتماشاگری روبرو هستیم که بهت
زده است ، دنیا برای ا و به پایان رسیده است ، احساس نفرت
تمام وجود ا ورا گرفته واحتیاج به تفکر دارد، هانکه با سکوتی
که بعد از این صحنه بر فیلم حاکم میشود وآ ن فضای تیره در اتا ق
ژرژ هوشمندی خود را به رخ میکشد .
4) فیلم به بررسی نقش پنهان کاری ودروغ در جوامع می پردازد،ما
در فیلم می بینیم که چگونه ژرژ با پنهان کاری خود زندگی اش را به
بازی می گیرد ، نوعی دروغ گویی که با نیت در امان نگه داشتن
خانواده اش صورت گرفته اما نتیجه خوشایندی ندارد همانطور که در
فیلم به جنگ عراق اشاره می شود جنگی که با شعار زیبا ی دموکراسی
آغاز شد اما چیزی جز دروغ و خون به ارمغان نیاورد.
در فیلم حتی نقش های دروغ های رسانه ای را نیز می بینیم که منجر
به نتیجه گیری های نا درست میشود همانطور که در این چند ساله به
دلیل پنهان کاری در مورد مسا له اعراب واسلام اتفاق ا فتاد وامروزه
عرب ومسلمان یعنی تروریسم .
پنهان تلاش میکند تا نقمی به جامعه خرده بورژوای امروز اروپا بزند
( مخصوصا فرانسه که نماینده روشنفکری اروپا ا ست) آنها که خود را
نما ینده های برابری های اجتماعی ونژادی می دانند اما در شرایطی
انگشت اتهام خود را به سوی جهان سومی ها دراز میکنند همانطور که
در فیلم ژرژ مجید را فرستنده ویدیو ها میداند، در حقیقت پنهان می خواهد
به ذهنیت رسانه ای شکل گرفته در میان جهان ا ولی ها بپردازد که
همواره به جهان سومی ها به دید گناهکار مینگرند و همیشه در فکر این
هستند که یکی می خواهد از آنها انتقام بگیرد.
5) در فیلم ژرژ دو بار خوا ب می بیند، یکبار زمانی که به مجید شک
برده وخوا ب صحنه ای را می بیند که در شش سالگی ا تفاق ا فتاده بود ،
مجید سر خروسی را میبرد وخون آن به صورت ژرژ می پاشد.
(خروس نماد ملی فرانسه است) وخوا ب دوم زمانی ا ست که مجید خودکشی
کرده ، اینبار ا و صحنه ای را می بیند که بر اثر دروغی که ا و به پدر
ومادرش گفته است آ نها مجید را به یتیم خانه می سپراند ، صحنه ای
که در آ ن تلاش برا ی بقا را مشاهده می کنیم.این دو صحنه بسیار در
فیلم کلیدی است که در خواب ا ول نشان دهنده نوعی ذهنیت مریض
نسبت به مجید است ودر خواب دوم رجعت به وجدان ژرژ دیده می شود.
6) فیلم تنها یک صحنه خشن ( به زعمی هم دو صحنه ) دارد اما به
قدری این صحنه تا ثیر گذار است که دیدن این فیلم برای افراد زیر
17 سال فقط با همراهی والدین امکان پذیر ا ست ، این صحنه زمانی
ا ست که مجید پیش روی ژرژ رگ گردن خود را به طور ناگهانی
می زند(تواین چند ساله هیچ صحنه خشنی با این تاثیر گذاری ندیده
بودم جز صحنه به قتل رسیدن یک بچه چهار پنج ساله تو فیلم شهر خدا)
، در حقیقت میتوان فیلم را به دونیمه برزخی – جهنمی تقسیم کرد که
نیمه قبل از این صحنه برزخی است که همش منتظر یک ا تفاقی و
نیمه بعد از خودکشی مجید دیگر همه چیز تیره وتار ا ست .
7) از نکات فنی جالب فیلم استفاده از فیلتر زرد در بعضی از صحنه
های خاص است که آدم را یاد فضاهای مکزیکی فیلمهای این چند سا ل
اخیر می اندازد و دیگری ا ستفاده از نماهای طولانی ثابت بدون
دیالوگ ا ست که جزء عنا صر سینمای هانکه است . 
8) بازی دانیل اوتوی در این فیلم تا حد بسیار زیادی خوب است اما
بازی موریس بنیشو در نقش مجید ( حدودا سه چهار دقیقه) فوق العاده
ا ست و ژولیت بینوش هم هیچ چیزی برای نشان دادن ندارد.


من مسیح ِ مسیر حیاتمم
اما
پیا مبر زمانه های مرده ام
در جستجوی کسی که این راه را رفته
در پی سو سوی آ ن چراغ
که نورش سراب بود
من مسیح راه های اشتباهم
حتی
نفت فانوسمم تمام شد.
راستی میله های اتوبوس کی کسی را شفا داد
که اینقدر بر آن دخیل می بندند؟

وا ژه های پریده رنگ
باران ساکت خفته در گهواره لالایی گنجشکا ن
زنان بیدار شده از وغ وغ نوزاد ناف بریده
الله اکبر مرد مومن و وسواس همسایه
صدای آغاز نان در آ وردن با آن لگن نمره 57
جفت گیری یک کلاغ در نا کجا آباد آسمان پادگان
رنگین کمان بر چسبهای تخلیه چاه وسیریش و کارگر و فلنگ و فرار
وقت سلام تو به من و بردن ۶۹ ثواب
عیبی ندارد آ ن یک ثواب هم برای تو
این تمام چیزی نبود که در فلق حادث شد
واژه ها رنگ پریده اند.
حراج می کنند پستانهایشان را
به قیمت لطافت دستانت
گاوها.
نوستالژی است ، با رنج زاییده شد(تولد رنج است ) بارنج زیست ، آفرید ،
اومرد نبود ومرد فقط در تمام طول زندگی کودک بود آنگونه که خود می خواست
اگر این هستی اجازه اش را میداد.
شعری از او
مادربزرگ
گم كرده ام در هياهوي شهر
آن نظر بند سبز را
كه در كودكي بسته بودي به بازوي من
در اولين حمله ناگهاني تاتار عشق
خمره دلم
بر ايوان سنگ و سنگ شكست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پاي راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تكه تكه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم
پیچش 1) فردین نظری ، متولد 1345 در اسد باد (ساکن تهران )
از آثارش ((دوسار، آسمان ، غروب )) ، ((وقتی که دستها اعتقاد باغچه
میخواهند))، ((حالا دفترم خانه عروسکها است))، ((در می ز ن ن د...))
اینها را سراییده و ((من وفروغ)) ، ((من وشاملو)) ، ((من وهدایت)) از
نقدهای ا وست وچندین اثر چاپ نشده (به صورت رسمی) که نه به آنها
مجوز میدهند ونه خود را ا ذیت میکند.
پیچش2) شاید سالهای پیش هنگام رد شدن از خیابان انقلاب به سوی
ولیعصر دیوانه ای را می دیدید که کتابهایی را روی زمین چیده که
روی همه آنها نوشته شده بود فردین نظری ، گاه همانجا می خوابید ،
سر شما کلاه میگذاشت ، وآنقدر تلاش میکرد تا کسی کتابی را بخرد .
کسی نبود جز خودش . (( شعر تنها کسب وکار من است))
پیچش3) از زبان خودش )) فردین نظری ، متولد 1345، ساکن
تهران ، - یک کثافت تمام عیار.))
(( من متاسفانه فردین نظری هستم که البته این تاسف برای خودم نیست))
(( از من میپرسند چرا مثل آدمها زندگی نمیکنی ومن برای جواب فقط
یک جمله حرف دارم :چون خوشبختانه من آدم نیستم))
یاد د اشت اودر 13 فروردین 1382((کاش از نحسی روز سیزده نهایت
استفاده رابکنم وبلند شوم خودم را دار بزنم))
(( وقتی نطفه ای بسته میشود از همان دوره جنینی یک نفر به بازنده
ها اضافه میشود))
(( نه من هنوز دستم به خون خدا آلوده نشده وهنوز مثل نیچه خدا را
نکشته ام ، اما از طرفی با کازانتزاکیس هم صدا هستم وبرای این
قاتل خدا سه هورا میفرستم ... در هر حال خدای من زنده است ، با
من نفس میکشد وحالا حالا ها رفیق خیابان گردی های من است.))
پیچش4) شعرهایی از ا و
فاحشه ها خواهران تنی من اند
قدیسه هایی که هی کلاه سرشان می رود
هی کلاه از سرشان بر داشته میشود
وهی برای شان کلاه جدید سفارش می دهند.
چه کاشتی در این مزرعه پنبه !؟
که حاصلش
این همه تیغ ا ست
ول کن آینه را
دو تا بشوید
انتخاب سخت می شود.
غیرخدا هیچ بود هیچ هیچ هیچ نیی هیچ مجو هیچ نیست
در تمام لحظات بودنت اگر نباشی شرط ا ست.حالا که نیستم میخواهم در این فضای مجازی
بودنم را باشم.
میخواهم شعر بریسم ، قا ب کنم بزنم زیر بغل شما.
یکی نیشگونم گرفت که باید دوباره نوشت ا ز شعر ، شعر،شروروگاهی چیزی وهیچ.