
چه روسای جمهوری که ندیدیم
رفاه ودولتها
انقلابها ومشتهای گره کرده
چه مسموم است هوای تازه .

هوای سرد تورا از لای درزهای اتاقت داشتم
زمین گرم می خوری؟
هوای گرم تهران را داشته باش طوری که " پرنده مردنی است "
یخ شلنگ توالت اینجا طهارت مقعدم را به بازی گرفته است
هوای گرم مرا تبخیر می شود
اسهال گرفته ای ؟
در هوای سرد تصعید
من هم لای ابرهای خدا ریپ می زنم .
پرت پرت.

در هم تنیده همچون کوه
در هم پیچیده همچو یک فریاد ِدر درون ِ قرمز ِ ساکت ِ خاکستری رنگ
خفته
بوخور دادن دود نا منظم در فواصل منظم سیگار
کوه خاکستر از هم پاشید
قرمز ماند
قرمز دور شد
زیر سیگاری خرد شد.

آرامم
آرام تر از نبض یک مرده.

با خودم زمزمه می کنم و می گویمت وداع ای شهر ُ الرمضان ، می خوانمت به دل تورا قرآن ناطق سر به نیزه ها، ای و فدیناه بالذ بح ٍ عظیم خدا ، ای ذبیح ً البقفا ، دوشنبه است و ماه تمام شد، دوشنبه بود در سال شصت ویک هجرت محشر در دشت پر بلا و دوشنبه بود روزی که فیودال های قریش در سقیفه بنی ساعده با ابوبکر بیعت کردند ، چه تقارن عجیبی است اما چه کنم باید بگویمت وداع اینچنین که در آن دوشنبه شرمناک تاریخ گفته اند << چون چاره نیست می روم ومی گذارمت / ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت >> ماه رمضون به خدا می سپارمت ، این بیرون فشفشه می سوزانند ، منور می زنند که عید سعید آمد اما چه داغ عظیمی است وداع ، ای دل که دلم تنگ ِ حرم یار کرده است و بهتر که بگویمت یا ثارالله ، یا وترالموتورخدا دخیل ، دخیلک یا حسین . الوداع.