تبليغاتX
پیچش
در انتظار گودو



پس این گودوی حرامزاده



کی می آید



استراگون .


+ نوشته شده در دوم شهریور 1386ساعت توسط وحید طارمی |

شرور ، کراحت

 

مگر نسیم سحر ، بوی ِ زلف ِ یار ِ من است

 

که را حت ِ دل ِ رنجور ِ بی قرار ِ من است

 

***************************

 

مگر نسیم سحر ، بوی ِ زلف ِ یار ِ من است

 

کراهت ِ دل ِ رنجور ِ بی قرار ِ من است

 

+ نوشته شده در هفتم اسفند 1385ساعت توسط وحید طارمی |

شرور ، انتخاب
 

آیا کسی جاودانگی

  را به جوانمرگی

  ترجیح می دهد؟

+ نوشته شده در سیزدهم آذر 1385ساعت توسط وحید طارمی |

شرور

 

آرامم

            آرام تر از نبض یک مرده.

 

+ نوشته شده در ششم آبان 1385ساعت توسط وحید طارمی |

شرور

 

     یه دوستی داشتم بهم میگفت :

 

چه جوری تو زندگیم یه تغییر اساسی بدم

 

            یکسال بعد اعدام شد.

+ نوشته شده در بیست و هشتم شهریور 1385ساعت توسط وحید طارمی |

شرور، نشانه شناسی پیری

 

 پیرمان در آ مد

 

            از بس پیر شد پدر.

 


نا گفتنی زیاد بوده ا ست از اول تاریخ . وقتی پوست پای پدر نازک شده و کشیده و

 

 مویرگه دارند اعلام موجودیت می کنند . آن هنگام که پاهای پدر نیمه شبها فا صله

 

 خواب وتوالت را هی راهپیمایی  می کنند یا وقتی که کفشها ی پدر یهو برای

 

 پاهایش گنده می شوند آ نوقت است که پدرتان پیر شده و پیر شما هم کم کم در

 

 می آید.

+ نوشته شده در سیزدهم شهریور 1385ساعت توسط وحید طارمی |

شرور، پاهای پدرم

 

عکس از میثم اشعری

 

وقتی پدرم کفشها را می کند

 

                        آهم از نهادم بر می خیزد.

+ نوشته شده در سی و یکم مرداد 1385ساعت توسط وحید طارمی |

شرور، شوخی با شاملو

 

((شوخی ))

 

            سلا خی می گریست

 

                        گوسفندی گرگی را می درید.

 

+ نوشته شده در بیست و دوم مرداد 1385ساعت توسط وحید طارمی |

شرور

 

 

راستی میله های اتوبوس کی کسی را شفا داد

 

                        که اینقدر بر آن دخیل می بندند؟

+ نوشته شده در چهاردهم مرداد 1385ساعت توسط وحید طارمی |

شرور

 

 

 حراج می کنند پستانهایشان را

به قیمت لطافت دستانت

گاوها.

 

+ نوشته شده در یازدهم مرداد 1385ساعت توسط وحید طارمی |