تبليغاتX
پیچش
امیر کاستاریکا & no smoking

 

سرطان ریه را عشق است

 

در طول این روز ها دو فیلم از فیلمساز بوسنیایی،  امیر کاستاریکا دیدم .

اولی رویای آریزونا بود که زیاد قابل تامل نیست ا لبته طنازی او در فیلم و

 شوخی هایی که با فیلمهای بزرگ تاریخ سینما مثل شمال از شمال غربی یا گاو

 خشمگین می کند به غایت دیدنی است اما فیلم دوم مستندی است به نام

 super8mmstories.

امیر کاستاریکا فیلمساز خاصی است . او در فیلم  super8mmstoriesگونه

 خاصی از سینما را به ما نشان می دهد که کاملا شخصی است وبکر ، فیلم در

 میان مستند ، کلیپ ، هجو ، درام دست وپا می زند ، اساس فیلم تصویرهایی

 است که کاستاریکا از تور emir kusturica&no smoking تهیه کرده است

، برادر کاستاریکا در گروه no smoking   که یک گروه alternative rock

 یوگسلاو است نوازنده درامز است خود کاستاریکا هم گیتار برقی می زند این

 بهانه ای می شود برای برگزاری این تور . فیلم از بخشهای مختلفی تشکیل شده

 تصویر هایی که از تور و پشت صحنه گروه می بینیم و اتفاقات داخل گروهی

 ، همچنین در صحنه هایی سیاه وسفید اعضای گروه از آشنایی شان با سازشان

 می گویند از کودکی و خاطراتشان و در پس زمینه این گفتارها تصویرهایی باز

 سازی شده از همان خاطرات  را می بینیم که به طور مشخص جامعه یوگسلاو

 و نبردهای قومیتی آنجا را به سخره گرفته است ، فیلم جاهایی تبدیل به کلیپ

 می شود مخصوصا در پایان فیلم که به طور مشخص یک کلیپ می بینیم ،

 قسمتی از فیلم به بخشی می پردازد ( به صورت غیر متوالی ودر طول فیلم) ،

 که مربوط است به تهیه پوستر های تور که شاید در این قسمت نوعی ویدیو آرت

 تداعی شود، با آنکه فیلم مستند است اما به دلیل نوع خاص موسیقی به کار گرفته

 شده توسط گروه و طریقه تدوین بسیار بدیع کاستاریکا(فیلم بر اساس تک تک

افراد به بخشهای مختلف تقسیم می شود) با فیلمی طرف می شویم که جذاب است

 وکشش ایجاد می کند .کاستاریکایی که گیتار میزند


از نکات جالب فیلم نشان دادن نوع خاصی از نوازندگی هر یک از اعضای گروه

است که نقطه اوج آن زمانی است که ویولونیست گروه آرشه را به دهان می گیرد

 و می نوازد و یا آنجا که آرشه را دونفر می گیرند وا و  ویولون را روی آرشه

می کشد ، دیدن گیتار زدن کاستاریکا با آن سیگار برگش که همیشه لب دهنش

است هم دیدنی است . جالب است تصاویر فیلم مرتبط به سالهای 1997 تا 2001

 می شود و او در طول این سالها در سفر بوده و به همراه گروه نوازندگی

 می کرده که  نشان می دهد  کاستاریکا بیشتر از آنکه کارگردان باشد نوازنده ا ست .

+ نوشته شده در یازدهم شهریور 1385ساعت توسط وحید طارمی |

پیچ سینما ، هالیوود غافلگیر میکند ، بلوک 16

 

mos def

 

اگر در ماشین شما فقط جای یک نفر دیگر باشد کدامیک را سوار می کنید پیرزنی که

 

 تنها است ، دوستی که جون شما را نجات داده ، دختر آرزوهاتون رو . این معمای

 

مطرح شد ه دربلوک 16 ا ست . معمای زندگی .

 

گاهی اوقات در هالیوود ا تفاقات خوشا یندی می ا فتد یکی از نمونه های سال

 

گذشته فیلم تصادف پل هاگیس بود که اسکار بهترین فیلم را هم برد اما سال 2006با

 

 یک اتفاق تازه روبرو شده ایم فیلمی بدون ادعا و فوق العاده پایبند به اصول سینما ؛

 

بلوک 16.

 

در مورد سینما اگر هر نظری داشتم که برگشته اما یه چیزی رو هیچموقع ا زش کوتاه

 

 نیومدم همراهی تماشاگر (البته از نوع آشنا با سینما) با فیلم ، بلوک 16 فیلمی

 

 ا ست که وقتی دکمه پلی دستگاه را می زنی تا آخرش می روی و جنب

 

نمی خوری.

 

فیلم داستان پسرسیاه پوست خلافکاری به نام ادی است ( با بازی موس د ف با اون

 

 صدای خاص و مسخره ا ش ) که قرار ا ست ساعت ده بر علیه شش پلیس خلافکار

 

 در دادگاه شهادت بدهد . مامور رساندن ا و به دادگاه پلیسی به نام جک است

 

( بروس ویلیس) که دایم الخمر است و ا فسرده .در طی مسیر دادگاه پنج پلیس

 

خلافکار سعی در کشتن پسر سیاه پوست دارند که همگی از دوستا ن جک هستند

 

، جک که از ماجرا خبر ند ارد از پسرک خوشش آمده سعی در نجات ا و دارد . در میانه

 

 های فیلم متوجه می شویم که جک نیز یکی از آ ن شش پلیس ا ست و تصمیم می

 

 گیرد خودش علیه خودشان شهادت بدهد فیلم به ماجرای تعقیب و گریز ا ین پلیس

 

های خلافکار با این دو نفر می پردازد.

 

جدا از شخصیت پردازی های قابل قبول در فیلم مهم طریقه معرفی آنهاست ، که این

 

 دومی نشان دهنده درا یت کارگردان ا ست . ورودی فیلم علاوه بر اینکه جنبه

 

سینمایی زیبایی دارد( ریتم ، موزیک و تا حدودی تعلیق) به معرفی شخصیتها نیز به

 

 درستی می پردازد ( در کمترین زمان ممکن) ما در صحنه ا ول فیلم ( حدود 2دقیقه)

 

به طور کامل با شخصیت جک آ شنا می شویم وا ین یکی از شاهکارهای کارگردانی

 

 است ، جک وارد صحنه قتلی می شود به ا و گوشزد می شود به هیچ چیز دست

 

 نزند اما او تمام کابینت ها را باز می کند برای یافتن مشروب، همینطور نوع لنگ زدن

 

او ، سبیلش ، چروکهای پیشانی همه یه جورا یی افسرده بودن او را

 

می رساند.کات.

 

صحنه بعدی قرار ا ست ما با شخصیت ادی آشنا شویم ، باز هم یک شاهکار ، هیچ

 

 تصویری از ا و نمی بینیم وفقط صدای ا و میاد که تند تند داره یک معما برای سلول

 

بغلی خود تعریف می کند ، حالا تصویر اورا میبینیم حرافی میکند ، دفترچه ای که

 

دستش هست می افتد وبا حالتی که اهمیت دفترچه اش را می رساند دولا می

 

 شود تا آن را بردارد. شخصیتی تا حدودی مشنگ ، دوست داشتنی و حس کردن این

 

 باور که او خلافکار حرفه ای نیست.

 

شاهکار سوم در شخصیت پردازی در صحنه ای است که پس از فرا ر کردن آنها از

 

د ست پلیس های خلافکار به خانه جک می رسند پسرک ا ز جک می پرسد

 

 د ستشویی کجاست .

 

 دا خل دستشویی پسرک را می بینیم که سرش را روی آ ینه می گذارد و چند قطره

 

 اشک می ریزد ، او نمی خواست جلوی جک گریه کند، این صحنه شخصیت بزرگ

 

 منش ا و را بر خلاف دید تماشاگر که او را ا ینگونه تصور نمی کند را نشان می دهد ،

 

روحیه ای خلل نا پذ یر.

 

فیلم در ادامه فیلم ریتم است ، ریتم ، ریتم ، ریتم. فیلمی دوست داشتنی که چون

 

سینماست در موردش نمی شود بافت . فیلمی ساده ، هیجانی ، و پر ازصحنه هایی

 

 که انسانیت را در اعماق تباهی یاد آ ور می شود ( پلیسی فاسد ، و دزدی حرا ف

 

 که آشنایی شان با هم سبب رهایی هر دو می شود ) .

 

جک در پایان فیلم می گه (( سوییچ ماشینو میدم به دوستی که جونم رو نجات داده تا

 

 پیرزن رو به خونه اش برسونه خودم هم میرم با دختر آرزوهام قدم بزنم ))

+ نوشته شده در سوم شهریور 1385ساعت توسط وحید طارمی |

RAY

 

فیلم RAY به جریان زندگی خواننده  فقید و نابینا ی آمریکا ری چارلز می پردازد.خواننده وپیانیستی که با غلبه بر این نقیصه خدادی به بالاترین سطوح موسیقی رسید .

سبک موسیقی ری چارلزبه گستر د گی موسیقی در دهه های مختلف امریکا است ، GOSPEL، BLOUS، JAZZ، وحتی رگه هایی از موسیقی  COUNTRYوPOP اما در دهه 60 نوعی از موسیقی ای را ارایه داد که تنها به نام چارلز شناخته شده است وآن SOUL است  تلفیق از GOSPEL و JAZZ .

 فیلم ، فیلم ساده ای است که ارزش آن در جذابیت ری چارلز است و همچنین بازی فوق تصور جیمی فاکس در نقش ا و ، فاکسی که در فیلم وثیقه تصویر خوبی بر ذهن بیننده گذاشت اینبار اما هیچ فاکسی در فیلم دیده نمی شود او آنقدر در نقش فرو رفته که گویی ری زنده شده است وروبرویت نشسته است ، هنرمندی فاکس زمانی دیده می شود که به زیبایی تیکهای حرکتی ری چارلز را در می آورد ، نوع قدم گذاشتن او با ری مو نمی زند و در آخر لب خوانی در هنگام اجرای آهنگها به گونه ای است که احساس می کنی تصاویر مستند است . می شود گفت که بار کل فیلم بر دوش جیمی فاکس است .

قصه اما نقصهای فراوانی دارد نپرداختن درست به جنبه های شخصیتی ری و همچنین کمرنگ بودن خا نواده او در فیلم و همینطور دوره زمانی ای از زندگی ری که در فیلم می بینیم نمی تواند به تمام زوایای موسیقیایی زندگی او بپردازد. فیلم می توانست بسیاری کوتاهتر از آنچیزی باشد که دیده می شود واین یکی از ضعف های فیلم است .

صحنه های خواندن ری در فیلم بسیار شو گونه است در حالی که بیننده به کنسرتها وشوهای او دسترسی دارد وبهتر این بود کارگردان بیشتر شخصی عمل کرده وصحنه هایی از آهنگ های ری را انتخاب می کرد که در جاهایی غیر رسمی دارد می خواند و اون حالت بومی بودن این نوع موسیقی ها را حفظ می کرد مثل فیلم ای برادر کجایی( که اگر ندیده اید ، کل عمرتان را ساعت 9 بزارید جلوی در) ، فیلم خیلی کم به آهنگهای GOSPEL ری چارلز ری و فاکسمی پردازد.

شخصیت پردازی ها و انتخاب بازیگران از نقاط دلچسب فیلم محسوب می شود و مشخص کننده این است که علاوه بر شخصیت ری دیگر شخصیتها هم از اهمیت خاصی در ساخت داستانی فیلم بر خوردارند، مخصوصا شخصیت مادر چارلز که به خوبی نقش او در پیشرفت ری در فیلم دیده می شود ، از دیگر نکات خوب فیلم فلاش بکهایی است که به کودکی چارلز زده می شود ، نور پردازی و حس تعلیق فوق العاده ای که در این فلاش بک ها دیده می شود باعث بیرون آمدن داستان فیلم از یکنواختی خاص فیلمهای زندگی نامه ای می شود.

نور پردازی و صحنه پردازی به جا و متنوع فیلم از شاخص ترین نکات فیلم است برای توجه به این موضوع دقت کنید به صحنه پردازی ورنگبندی صحنه کنسرتها ، بارهای سیاه پوستان و صحنه های کودکی ری . البته باز هم بازی جیمی فاکس فراموش نشود.

فیلم RAY ارزش آرشیو کردن را دارد فقط به خاطر ری چارلز ، ری چارلز افسانه ای .

+ نوشته شده در بیست و هفتم مرداد 1385ساعت توسط وحید طارمی |

پیچ سینما ، پنهان ا ثر تحسین برانگیز فیلمساز پیشگو (چرا انسانها در پیری رستگار میشوند)

 

 

0)    چکیده ای ا ز داستان

 

نوارهای ویدیویی ا ز بیرون خانه ژرژ به دست آ نها می رسد

 

 که نشان دهنده تحت نظارت بودن آنهاست .ژرژ سعی در یافتن

 

 شخص ارسا ل کننده نوارها دارد که با دیدن فیلم جدیدی یاد شش

 

 سا لگیش می ا فتد که پدر ومادرش سعی دارند پسری ا لجزایری

 

 تبار به نام مجید را که با از د ست دادن پدر ومادرش در کشتار

 

 ا لجزایری ها در فرانسه تنها مانده را به فرزندی قبول کنند اما ژرژ

 

 با حقه ای که به کار می گیرد باعث میشود که آنها از این کار

 

 سرباز بزنند و مجید را به یتیم خانه بسپرند . ژرژ که به مجید

 

 مشکوک شده به سراغ او میرود ، مجید همه چیز را انکار می کند

 

 .بعد از گم شدن پیرو، پسر ژرژ ا و از مجید شکایت می کند اما

 

 مجید آزاد می شود وپی یرو نیز فردا به خانه بر می گردد.مجید

 

ژرژ را برای دادن توضیحاتی به خانه اش دعوت می کند اما در

 

 مقابل چشمان ا و دست به خود کشی می زند.

 

 

 

 

 

1) فیلم پنهان اثر میشاییل هانکه ا ز آ ن فیلمهایی است که تا روزها

 

 انسان روبه خودش مشغول می کنه وآ ن هم به دلیل در گیر شدن تماشاگر

 

 است با عوامل بیرونی داستان مثل احساس گناه ، نژاد پرستی ، نقش

 

رسانه ها در شکل گیری ذهنیتها و شاید چندین موضوع دیگروجالب

 

 اینجاست که تمام ا ینها دراین فیلم با پیرنگ نه چندان غیر ساختار

 

 گرا ی داستان آ ن(چون برای گستردگی موضوع در یک فیلم اصولا

 

 باید ساختار داستانی را کنار گذاشت مثل فیلمهای آبی یا جاده مالهالند)

 

 به وقوع می پیوندد یعنی ما با داستا ن سر را ستی روبرو هستیم که در

 

 پایان فیلم بدون هیچ پاسخی به بیننده وحتی بدون هیچ انگاره ای برای

 

 او فیلم تمام میشود اما لایه های دیگر غیر داستانی فیلم بیننده را تا

 

روزها درگیر خواهد کرد.

 

  2) پنهان در مرز بین حماقت وشاهکار قدم بر میدارد وخوشبختانه

 

 تبدیل به یک شاهکار میشود ، یکی از دلایل شاهکار بودن فیلم پایان

 

 فیلم هست  داستان به هیچ سرانجام خاصی نمی رسد ومشخص نمیشود

 

 چه کسی ویدیوها را می فرستاده (چه بسا این ویدیوها تصویرها یی

 

 ضبط شده توسط وجدان ما نباشد؟) ، در غیر ا ینصورت فیلم تبدیل

 

 به یک درام – جنایی دست چندم می شد .

 

 

 3) عامل    سکوت در فیلم پنهان یکی از تاثیر گذارترین عوامل در

 

روند همراهی تماشاگر ا ست سکوتی که در ابتدا وانتهای فیلم

 

ودر نمای طولانی ای ا ز خانه ژرژومدرسه پیر می بینیم ، پس

 

  ا ز صحنه خودکشی عجیب مجید باتماشاگری روبرو هستیم که بهت

 

 زده است ، دنیا برای ا و به پایان رسیده است ، احساس  نفرت

 

تمام وجود ا ورا گرفته واحتیاج به تفکر دارد، هانکه با سکوتی

 

که بعد از این صحنه بر فیلم حاکم میشود وآ ن فضای تیره در اتا ق

 

 ژرژ هوشمندی خود را به رخ میکشد .

 

4) فیلم به بررسی نقش پنهان کاری ودروغ در جوامع می پردازد،ما

 

 در فیلم می بینیم که چگونه ژرژ با پنهان کاری خود زندگی اش را به

 

 بازی می گیرد ، نوعی دروغ گویی که با نیت در امان نگه داشتن

 

خانواده اش صورت گرفته اما نتیجه خوشایندی ندارد همانطور که در

 

 فیلم به جنگ عراق اشاره می شود جنگی که با شعار زیبا ی دموکراسی

 

آغاز شد اما چیزی جز دروغ و خون به ارمغان نیاورد.

 

در فیلم حتی نقش های دروغ های رسانه ای را نیز می بینیم که منجر

 

 به نتیجه گیری های نا درست میشود همانطور که در این چند ساله به

 

 دلیل پنهان کاری در مورد مسا له اعراب واسلام اتفاق ا فتاد وامروزه

 

 عرب ومسلمان یعنی تروریسم .

 

پنهان تلاش میکند تا نقمی به جامعه خرده بورژوای امروز اروپا بزند

 

( مخصوصا فرانسه که نماینده روشنفکری اروپا ا ست) آنها که خود را

 

 نما ینده های برابری های اجتماعی ونژادی می دانند اما در شرایطی

 

 انگشت اتهام خود را به سوی جهان سومی ها دراز میکنند همانطور که

 

 در فیلم ژرژ مجید را فرستنده ویدیو ها میداند، در حقیقت پنهان می خواهد

 

 به ذهنیت رسانه ای شکل گرفته در میان جهان ا ولی ها بپردازد که

 

 همواره به جهان سومی ها به دید گناهکار مینگرند و همیشه در فکر این

 

هستند که یکی می خواهد از آنها انتقام بگیرد.

 

  5) در فیلم ژرژ دو بار خوا ب می بیند، یکبار زمانی که به مجید شک

 

برده وخوا ب صحنه ای را می بیند که در شش سالگی ا تفاق ا فتاده بود ،

 

 مجید سر خروسی را میبرد وخون آن به صورت ژرژ می پاشد.

 

(خروس نماد ملی فرانسه است) وخوا ب دوم زمانی ا ست که مجید خودکشی

 

 کرده ، اینبار ا و صحنه ای را می بیند که بر اثر دروغی که ا و به پدر

 

 ومادرش گفته است آ نها مجید را به یتیم خانه می سپراند ، صحنه ای

 

 که در آ ن تلاش برا ی بقا را مشاهده می کنیم.این دو صحنه بسیار در

 

 فیلم کلیدی است که در خواب ا ول نشان دهنده نوعی ذهنیت مریض

 

 نسبت به مجید است ودر خواب دوم رجعت به وجدان ژرژ دیده می شود.

 

6) فیلم تنها یک صحنه خشن ( به زعمی هم دو صحنه ) دارد اما به

 

 قدری این صحنه تا ثیر گذار است که دیدن این فیلم برای افراد زیر

 

17 سال فقط با همراهی والدین امکان پذیر ا ست ، این صحنه زمانی

 

ا ست که مجید پیش روی ژرژ رگ گردن خود را به طور ناگهانی

 

 می زند(تواین چند ساله هیچ صحنه خشنی با این تاثیر گذاری ندیده

 

بودم جز صحنه به قتل رسیدن یک بچه چهار پنج ساله تو فیلم شهر خدا)

 

 ، در حقیقت میتوان فیلم را به دونیمه برزخی – جهنمی تقسیم کرد که

 

 نیمه قبل از این صحنه برزخی است که همش منتظر یک ا تفاقی و

 

نیمه بعد از خودکشی مجید دیگر همه چیز تیره وتار ا ست .

 

7) از نکات فنی جالب فیلم استفاده از فیلتر زرد در بعضی از صحنه

 

 های خاص  است که آدم را یاد فضاهای مکزیکی فیلمهای این چند سا ل

 

 اخیر می اندازد و دیگری ا ستفاده از نماهای طولانی ثابت بدون

 

دیالوگ ا ست که جزء عنا صر سینمای هانکه است .

 

8) بازی دانیل اوتوی در این فیلم تا حد بسیار زیادی خوب است اما

 

 بازی موریس بنیشو در نقش مجید ( حدودا سه چهار دقیقه) فوق العاده

 

ا ست و ژولیت بینوش هم هیچ چیزی برای نشان دادن ندارد.

+ نوشته شده در بیستم مرداد 1385ساعت توسط وحید طارمی |